سوگیری یادآوری
سوگیری یادآوری (Recall Bias) یکی از انواع رایج سوگیری اطلاعات در پژوهشهای مشاهدهای است که در آن شرکتکنندگان، اطلاعات یا رویدادهای گذشته را با دقت متفاوتی به یاد میآورند. این سوگیری زمانی رخ میدهد که پرسشهای تحقیق از افراد بخواهند جزئیات تجربیات یا مواجهات پیشین خود را گزارش کنند، به ویژه در مطالعات گذشتهنگر و خوداظهاری (مثل مطالعات مورد-شاهد، مقطعی و کوهورت گذشتهنگر). از آنجا که در این مطالعات دادهها پس از وقوع رویداد جمعآوری میشوند، حافظه فرد در ثبت دقیق اطلاعات ممکن است تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار گیرد. به بیان دیگر، تفاوت در دقت بازگویی خاطرات میتواند خطای سیستماتیک ایجاد کند؛ برای مثال، افراد مبتلا به بیماری حیاتی تمایل دارند جزئیات بیشتری از رویدادهای احتمالی دخیل در بیماری را به خاطر آورند تا افراد سالم.
چگونگی رخداد و عوامل مؤثر
سوگیری یادآوری معمولاً بر اثر رخداد دورهی طولانی بین وقوع رویداد و زمان پرسش و ویژگیهای روانی یا اجتماعی شرکتکنندگان تشدید میشود. به طور کلی، شرایط زیر احتمال بروز سوگیری یادآوری را افزایش میدهند:
- اهمیت یا وخامت بیماری/رویداد: وقتی موضوع تحقیق بیماری شدید یا مهمی است (مثلاً بیماری قلبی یا سرطان)، افراد مبتلا تلاش بیشتری میکنند تا علل احتمالی را در خاطر بررسی کنند.
- باورها و پیشداوریها: اگر شرکتکننده از قبل رابطهای فرضی بین بیماری و یک عامل خطر داشته باشد (مثلاً فکر کند میدانهای الکترومغناطیس بیماری را ایجاد میکند)، ممکن است به دنبال شواهدی برای تأیید این باور بگردد.
- اطلاعات گمراهکننده در رسانهها: انتشار ادعاهای غیرعلمی یا مغرضانه در رسانهها میتواند ذهن را تحت تأثیر قرار دهد و یادآوری را جهتدار کند.
- رفتارهای نامطلوب اجتماعی: نیاز به گزارش رفتارهای ناپسند مثل مصرف مواد مخدر یا الکل هنگام بارداری ممکن است تحتتأثیر شرم یا انکار قرار گیرد. برخی شرکتکنندگان ممکن است این مواجهات را کمتر یا بیشتر از واقع گزارش کنند.
- تفاوت گروههای مطالعه: وقتی گروه مورد (مبتلایان) و کنترل (سالمها) از نظر مراقبت از سلامت، توجه یا اطلاعات پسزمینه متفاوت باشند، احتمال سوگیری افزایش مییابد. مثلاً بیماران با درد مزمن ممکن است علل محیطی دردشان را دقیقتر بررسی کنند تا افراد سالم.
در مجموع، هر چه دوره زمانی بین رویداد مورد بررسی و زمان گردآوری دادهها طولانیتر باشد یا بیماری اهمیت بالاتری داشته باشد، احتمال رخداد خاطرات ناقص یا جهتدار و در نتیجه سوگیری یادآوری بیشتر میشود.
مثالهای مطالعات علومپزشکی
برای روشنتر شدن موضوع، چند مثال فرضی از مطالعات علوم پزشکی را در نظر میگیریم:
- نقایص مادرزادی و داروهای بارداری: فرض کنید مطالعهای عوامل خطر نقایص مادرزادی قلب را بررسی میکند. در این مطالعه، ممکن است مادرانی که نوزادشان دچار نقص قلبی است به خاطر وجود بیماری فرزند، تلاش کنند همه داروها یا مواجهات دوران بارداری را دقیقتر به یاد آورند، اما مادران با نوزاد سالم چنین حساسیتی نداشته باشند. به عنوان مثال، زنی که کودکش با نقص قلبی به دنیا آمده، ممکن است با جستجوی علت این نقص، جزئیات مصرف داروهای خاص یا مواجهه با سموم را کاملتر گزارش کند در حالی که یک مادر با نوزاد سالم ممکن است در مورد همان داروها کمتر دقت کند. در نتیجه این تفاوت در یادآوری، پژوهشگران ممکن است به اشتباه ارتباط ظاهری بین آن دارو و نقص قلبی را پیدا کنند.
- مطالعهی مورد-شاهد بیماری قلبی: در یک مطالعه مورد-شاهد که نقش رژیم غذایی پرچرب و سیگار را در بروز حمله قلبی میسنجد، بیماران دچار حمله قلبی (گروه مورد) ممکن است به دلیل نگرانی از علت بیماری، جزئیات بیشتری درباره عادات غذایی و مصرف سیگار گذشته خود به خاطر بیاورند. اما افراد گروه کنترل سالم احتمالاً چنین بررسی دقیقی ندارند. مطالعه نشان داده است که افرادی که مریض شدهاند معمولاً مشاهدات گذشتهشان را معنیدارتر در نظر میگیرند و تعداد بیشتری از عوامل خطر احتمالی را به یاد میآورند، در حالی که گروه کنترل کمتر این کار را میکند. این تفاوت باعث میشود ارتباط بین عامل خطر (مثلاً مصرف چربی بالا) و بیماری قلبی بیش از حد واقعی تخمین زده شود.
- مطالعهی عفونتهای دوران کودکی و سرطان: فرض کنید مطالعهای رابطه بین عفونتهای دوران کودکی و بروز سرطان در بزرگسالی را بررسی میکند. والدینی که فرزندشان مبتلا به سرطان شده، ممکن است به دلیل نگرانی درباره علت بیماری، عفونتهای دوره کودکی را بهتر به یاد آورند. در حالی که والدین کودکان سالم معمولاً توجه کمتری به سابقه عفونتهای دوران کودکی دارند. چنین رفتار متفاوتی در یادآوری میتواند باعث شود پژوهشگران به اشتباه یک رابطه علی کاذب بین عفونتهای دوران کودکی و سرطان تشخیص دهند. به عبارت دیگر، یک ارتباط نادرست بهظاهر موجود بین عفونت و سرطان مشاهده کنند.
- مطالعههای مقطعی و پرسشنامهای: در مطالعات مقطعی که پرسشنامههای خوداظهاری به کار میروند نیز سوگیری یادآوری میتواند رخ دهد. برای مثال، در یک نظرسنجی بزرگ در مورد سلامت روان، افرادی که دچار اختلال اضطراب هستند ممکن است شدت و فراوانی رویدادهای استرسزای گذشته را بیش از واقع گزارش کنند، زیرا در تلاشند علت شرایط فعلی خود را توضیح دهند. این در حالی است که افراد بدون اختلال چنین الگویی ندارند. در مجموع، هر مطالعهای که بر اساس گزارش شرکتکننده از خاطرات گذشته انجام شود، در معرض سوگیری یادآوری قرار دارد.
پیامدها و تأثیر بر نتایج تحقیق
سوگیری یادآوری میتواند نتایج پژوهش را به طور جدی مخدوش کند. مهمترین پیامدها عبارتاند از:
- کشف رابطه نادرست یا خطای علیتی: شرکتکنندگان گروه مورد معمولاً تعداد بیشتری از رویدادها و عوامل خطر احتمالی را به یاد میآورند. این امر ممکن است باعث بزرگنمایی وابستگی آماری بین یک عامل و بیماری شود. به عبارت دیگر، پژوهشگران ممکن است به اشتباه نتیجه بگیرند که عامل مورد نظر با بیماری ارتباط دارد، در حالی که این ارتباط ممکن است ناشی از تفاوت در یادآوری باشد. از طرف دیگر، وقتی افراد روندهای تغذیهای یا مواجهات ناسالم گذشته را کمگویی میکنند، ممکن است به اشتباه نتیجه بگیرند که حتی مقادیر کم آن عامل خطرزا (مثلاً مصرف کالری بالا یا غذای ناسالم) نیز ریسک بیماری را افزایش میدهد. به طور کلی سوگیری یادآوری میتواند باعث افزایش یا کاهش بیمورد قدرت روابط آماری شود.
- کاهش اعتبار داخلی مطالعه: وقتی سوگیری یادآوری وجود دارد، اعتبار داخلی تحقیق به خطر میافتد. نتایج بدستآمده قابل اعتماد نیستند، زیرا تفاوت بین گروههای مطالعه ممکن است ناشی از خطای سیستماتیک حافظه باشد نه تفاوت واقعی در قرارگیری در معرض عامل خطر. بهعبارت دیگر، سوگیری یادآوری میتواند قابلیت اعتماد کلی یافتههای تحقیق را تضعیف کند.
- اجرای نادرست تجزیه و تحلیلهای بعدی: وجود سوگیری یادآوری میتواند منجر به تفسیرهای نادرست نتایج آماری، تخمینهای مغشوش خطر نسبی یا حتی نتایج متضاد در مطالعات متعددی که سوگیری را اصلاح نکردهاند شود.
روشهای پیشگیری و کاهش سوگیری یادآوری
برای کاهش احتمال بروز سوگیری یادآوری میتوان از راهکارهای زیر استفاده کرد:
- طراحی آیندهنگر (Prospective): در مطالعات کوهورت آیندهنگر، اطلاعات دقیق در زمان وقوع رویدادها (مثلاً ابتلا به بیماری) جمعآوری میشود، نه بعداً. بنابراین از آنجایی که دادهها در زمان وقوع وارد میشوند، وابستگی به حافظه و بهخاطرآوری کاهش مییابد. تا حد امکان از پرسش درباره وقایع دور جلوگیری شده یا حداقل فاصله زمانی کاهش مییابد.
- کوتاه کردن دورهی یادآوری: مدت زمانی که از رویداد اصلی گذشته است را کوچکتر کنید. بهعنوان مثال، از پیگیریهای منظم در فواصل کوتاهتر استفاده کنید یا از شرکتکنندگان بخواهید بهصورت روزانه یا هفتگی وقایع مهم را در دفترچه یادداشت کنند: انجام مطالعه مقدماتی (پایلوت) نیز میتواند به تعیین دوره زمانی مناسب حافظه کمک کند.
- استفاده از دادههای عینی: تا حد امکان از منابع مستقل و از پیش ثبتشده استفاده شود. برای مثال بهجای اعتماد به خاطرات شرکتکنندگان، از سوابق پزشکی، نتایج آزمایشگاه یا پروندههای بالینی بهره ببرید. این کار خطای بهخاطرنیاوردن را که گاهی اتفاق میافتد حذف میکند.
- گروه کنترل همسان: گروه کنترل را طوری انتخاب کنید که در وضعیتهای دیگر (غیر از بیماری مورد بررسی) مشابه گروه مورد باشد. برای مثال، در مطالعهای درباره سرطان، افراد مبتلا به یک بیماری جدی دیگر را به عنوان کنترل در نظر بگیرید. با این کار سطح نگرانی و دقت یادآوری در هر دو گروه مشابه میشود و اختلافها کمتر ناشی از تفاوت حافظه خواهد بود.
- طرحریزی دقیق ابزار تحقیق: پرسشنامهها و مصاحبهها را طوری طراحی کنید که حافظه را به دقت هدف قرار دهند. از سؤالات واضح، تعریفشده و غیرمبهم استفاده کنید تا شرکتکنندگان به آسانی جزئیات را گزارش کنند. آموزش مصاحبهکنندگان برای پرسشگری همسان نیز میتواند کمککننده باشد تا هیچ گروهی به طور غیرعمدی فشار بیشتری برای پاسخ دادن احساس نکند.
با بکارگیری این تدابیر، میتوان اثر سوگیری یادآوری را در مطالعات پزشکی کاهش داد و دقت نتایج را افزایش داد.

دیدگاه شما